تصویر بی بدیل
امشب که سرد گشتمو رنگم پریده است
زیباترینه خاطر هایم پریده است
یک عمر تا به سحر پلک های من
جز اشک های شبانه ندیده است
ای آنکه بعد آمدنت روزگار من
جز مهر و لطف و وفایت ندیده است
تا کی به یاد چشم تو من مست میشوم
بی تو، تمام قافیه هایم پریده است
کی میشود که بدونه خیال ها
با چشم هایی که تورا هم ندیده است
تصویر بی بدیل تو در قاب آرزو
چونان کشم که حضرت خالق کشیده است
ص.ر
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 17:30 توسط ص.ر
|
بدون فن غزل بی کنایه می گویم